۱۳۸۹ فروردین ۲۶, پنجشنبه

یک دغدغه جدید!

امروز در کامنتهای وبلاگ پانیذ که معمولن مطالبش رو مستند مینویسه و میشه گفت مطالبش معتبره یک موضوع جدید شنیدم. امیر خان (نویسنده وبلاگ) در پاسخ به کامنتها اشاره کرده بود که پس از صدور فایل نامبر اصلی فدرال، ابتدا بک گراوند چک انجام میشه و اگر مشکلی نباشه مدیکال صادر میشه و بعد از صدور مدیکال، تازه مرحله سکیوریتی چک شروع میشه و بعد درخواست پاسپورت برای صدور ویزا انجام میشه! البته این مطلب یک مقداری با تجربه بعضیها که سریع ویزا گرفتند جور در نمیاد اما یکسره هم نمیشه منکرش شد. به هرحال ظاهرا باید حالا حالاها صبر کنیم.

۱۳۸۹ فروردین ۱۶, دوشنبه

چرا میروم؟ -2

برای اینکه مجبورم برای هیات مدیره فرهیخته! یک شرکت کامپیوتری معتبر و باسابقه در چند جلسه توضیح بدهم که چرا بهتر است به جای سرمایه گذاری روی ساخت محتوای دیجیتال یا فروش LCD، روی موضوعات پایه ای تر و تخصصی تر مثل شبکه های کامپیوتری یا امنیت شبکه سرمایه گذاری کنند و نگاه جدی داشته باشند؟ هنوز نمیفهمم که چرا من باید حرص بخورم و با شور و حرارت لزوم توجه به مباحث تخصصی را یادآور بشوم؟ به من چه آقا؟ به من چه میرسد؟ بامزه اینجاست که میگویند شرکت ما دانش محور است! داشتم از خنده میمردم. البته برای تصمیماتشان، توجیه هم پیدا کرده اند؛ مثلا میگویند ما به دنبال این هستیم که ایده های جدید را بیاوریم اما در عمل، این آوردن ایده های جدید به معنی یک کار بازرگانی و انجام یک مهندسی معکوس نصفه و نیمه به منظور کاهش هزینه و افزایش سود (و نه به منظور ابداع سیستم جدید) است؛ و یا تصمیم میگیرند که خدمات لوکس بدهند، اما این ارائه خدمات لوکس به جارو زدن زیر صندلی کارفرما و تبدیل شدن شرکت و پرسنل فنی به کیسه بوکس ایشان منتهی میشود! با این توجیه که ایشان باید همه جوره از کار ما راضی باشد!
ای خدا، من میخوام برم تو گوگل کار کنم. دیگه نمیتونم ...

۱۳۸۹ فروردین ۱۱, چهارشنبه

یه خبری شد!

بله، بالاخره یک خبری شد و مشاور ما اعلام کرد که از ما درخواست عدم سوء پیشینه و کپی برابر اصل پاسپورت شده. حالا در این اوضاع هم یک ماموریت خارج از کشور پیش اومده که پاسپورتم رفته برای ویزا و یک هفته ای بهش دسترسی ندارم. البته خوشبختانه امروز رفتم پلیس 10+ و بدون نیاز به پاسپورت، درخواست عدم سوء پیشینه رو قبول کرد. راستش خیلی ذوق نکردم، چون خیلیها بعد از عدم سوء پیشینه هنوز مدیکال نگرفتند؛ اما از طرفی همینکه یک خبری شد خودش خوبه. به هرحال خیلی ممنون جناب آفیسر که سری هم به پرونده ما زدی.

۱۳۸۹ فروردین ۴, چهارشنبه

شادباش

سال نو را به همه دوستان تبریک میگم. به خصوص برای دوستان مهاجر آرزو میکنم که در هر مرحله ای از این هزارپیچ مهاجرت هستند آن مرحله و مراحل بعدی را با موفقیت پشت سر بگذارند. همچنین امیدوارم رفتار اداره مهاجرت در سال جدید منطقی تر باشد.

۱۳۸۸ اسفند ۲۶, چهارشنبه

این آخرین پست در سال 88 است که به قصد خداحافظی از خوانندگان و دوستان در این سال نوشته میشود. تا سال دیگر، خدانگهدار. اما جناب آفیسر مطمئن باشد که من به این سادگیها از رو نمیروم و در سال جدید نیز ایشان را مشمول عنایات خود قرار خواهم داد!

۱۳۸۸ اسفند ۲۲, شنبه

سال 88 رو به اتمام است

دیگه سال 88 داره تموم میشه. داشتم یک نگاهی به نوشته هام در این وبلاگ می انداختم، دیدم عجب دل خجسته ای داشتم. مثلا تو تابستون! نوشتم که "عجب حکایتی شده. میخوایم یه گونی برنج بخریم میگیم بذار ببینیم چی میشه!" به عبارتی تو تابستون منتظر مدیکال بودم! قیافه آفیسر رو تصور میکنم موقعی که اون نوشته رو بخونه و کلی به ریشم بخنده! اما حالا گذشت و توفیق این رو پیدا کردیم که حداقل یک سال دیگر! نوروز دوست داشتنی را در ایران تجربه کنیم. اصلا دیروز با خوشحالی و روحیه بالا، خونه تکونی باحالی کردیم که اثراتش هنوز روی کت و کولم مونده. حالا تو نوروز این منم که از ته دل میخندم جناب آفیسر.

۱۳۸۸ اسفند ۱۵, شنبه

چند نکته

- خوشبختانه یا متاسفانه مطلب قبلی که درباره ی اشکالات سیستم جدید مهاجرتی کانادا با عنوان "نگاه سیستماتیک" نوشته بودم با پست امیر عزیز که با دقت و وسواس مطالبش رو مینویسه تایید شد. ایشان به خوبی اشاره کرده که سیستم جدید، یک بازی "باخت-باخت" راه انداخته و به عبارتی هیچکس از آن راضی نیست. از طرفی، گروهی اعلام میکنند که اگر امکان بررسی سریع بوده پس چرا برخی 5-6 سال در صف هستند؟ و از سوی دیگر، گروهی معترضند که چرا وعده رسیدگی 1 ساله انجام نشده. به هرحال، من به عنوان یک آدم مستقل و کسی که منافع یا مضراتی در سیستم جدید فدرال ندارد آن را نوشته بودم که با اعتراض برخی مواجه شده بود. باز هم امیدوارم حالا که خودشان به اشکالات سیستم پی برده اند فکری بکنند.
- باز همانطور که امیر عزیز نوشته بود، انگار روند رسیدگی به پرونده ی امثال ما از اول مارس سریعتر شده و خبر بسیار خوشحال کننده آنکه دوست گرامی نادیده ام، نویسنده ی وبلاگ یادداشتهای یک بیگانه فرمهای مدیکال رو دریافت کرده. البته آقا مجید هم که قبلا خبری از پرونده اش شده بود (درخواست عدم سوء پیشینه) هم دریافت مدیکالش رو اعلام کرده. سیمین خانم هم همینطور.

۱۳۸۸ اسفند ۸, شنبه

نگاه سیستماتیک

چیزی که آقای مشاور در پاسخ به پیگیریها در مورد دیر شدن مدیکال میگوید آن است که فرآیند بک گراوند چک طولانی شده و دلیل آن هم تعداد بسیار زیاد تقاضاهای مهاجرت به کانادا طبق قانون جدید است. این دلیل، چندان هم دور از منطق نیست و محتمل است. اما اگر این باشد باید گفت از نگاه سیستمی، کاری که اداره مهاجرت کانادا برای مشکل طولانی شدن پروسه مهاجرت انجام داده (وضع قانون جدید) در واقع پاک کردن صورت مساله بوده و نه حل اساسی مساله. بنابراین، قابل پیش بینی است که عینا همان مشکل در قانون جدید هم رخ دهد البته با مراتب متفاوت؛ یعنی همانطور که تخمین متقاضیان مهاجرت و خود اداره مهاجرت کانادا برای قانون قبلی دچار خدشه اساسی شد (این اواخر زمان انتظار به 6-7 سال کشیده بود، در حالیکه قطعا اداره مهاجرت چنین زمانی را در نظر نداشت) حالا هم اگر وضع به همین منوال ادامه یابد بعد از مدتی که بافر سیستم جدید overflow بدهد وعده های اولیه مبنی بر کاهش زمان پروسه مهاجرت به یک سال و دو سال فراموش خواهد شد. امیدوارم، راه حل مناسبی برای این سیل تقاضاها پیدا شود تا متقاضیان بتوانند برنامه ریزی بهتری برای آینده خود داشته باشند.
پی نوشت- در ماه فوریه که برای منتظران اتفاقی نیفتاد. المپیک ونکوور هم که میتوانست در این کندی موثر باشد (اداره مهاجرت حداقل از نظر صدور ویزا برای توریستها درگیر المپیک بوده) رو به پایان است. حالا ببینیم چی میشه.

۱۳۸۸ بهمن ۲۷, سه‌شنبه

نقبی به ریاضیات دوست داشتنی

فرآیند پوآسن، فرآیندی تصادفی است که مطابق آن، پدیده ها به صورت مداوم و مستقل از یکدیگر اتفاق می افتند. فرآیند پوآسن یک ویژگی مهم دارد و آن، بی حافظه بودن است. به عبارتی تعداد اتفاقات رخ داده شده در یک دوره زمانی، کاملن مستقل از اتفاقات رخ داده شده در دوره زمانی دیگر است و هیچ ارتباطی به دوره های زمانی قبل یا بعد ندارد! این ویژگی، سبب میشود پیش بینی وقایع در فرآیندهای پوآسن مشکل باشد.
حداقل از نگاه من، رفتار اداره مهاجرت کانادا رفتاری مطابق با فرآیند پوآسن است؛ اگرچه ممکن است برای خودشان، فرآیند غیرتصادفی باشد اما پیداکردن پارامترهای این فرآیند بسیار مشکل به نظر میرسد و بنابراین نمیتوان هیچ پیش بینی مشخصی داشت و تولرانس آنقدر زیاد است که دیگر نام آن را نمیتوان تخمین گذاشت. اگر میتوانستم به گونه ای با مسوولان اداره مهاجرت به طور منطقی بحث کنم حتمن اشکالات این رفتار را یادآوری میکردم. به هرحال، بهمن هم به پایان نزدیک میشود بدون آنکه تغییر عجیب و غریبی در رفتار آفیسرهای محترم به وجود آید. امروز، از وکیلم خواستم یک پیگیری انجام بدهد؛ هرچند که میدانم خیلی موثر نیست.

۱۳۸۸ بهمن ۱۷, شنبه

Quebec

کامیار عزیز در وبلاگ خود مطلبی نوشته که برای من حاشیه ی آن از اصل مطلب جالبتر بود. در توضیح بیشتر در مورد طبقه بندی شهرها از نظر ورود و اقامت مهاجران (مطلبی که چندی پیش به صورت رسمی منتشر شد)، اشاره میکند که مونترال به دلایلی در گروه سوم قرار گرفته؛ یعنی برای تازه واردان خیلی جذابیت نداشته. حالا در ادامه به نکته جالب و بسیار مهمی اشاره میکند. اجازه بدهید عین مطلب را نقل کنم: "با توجه به اطلاعات اخذشده از دوستانی که بیش از 30 سال هست ساکن مونترال هستند اوضاع این شهر و کلاً استان کبک در سال‌های پیش مثلاً 7-8 سال پیش بسیار بهتر از الان بوده‌است و هم شهر رونق بیشتری داشته است و هم تمیزتر بوده‌است و هم بازار کار بسیار بهتر بوده‌است. ظاهراً این درخواست و زمزمه جدایی و هم برگزاری انتخابات و نتیجه آن که بسیار لب مرزی بوده‌است تاثیر بسزایی در منزوی‌شدن این استان داشته است. خوب طبیعی می‌باشد وقتی شما ادعای جدایی دارید دولت مرکزی سرمایه کمتری وارد آن بخش می‌کند زیرا با جداشدن آن منطقه درواقع آن سرمایه از دست دولت فدرال بیرون خواهد رفت." در واقع به نظر من اینها مطالب پشت پرده ای است که میتواند بر بعضی پروسه های مرتبط با مهاجرت نیز تاثیر بگذارد. بیشتر تحلیل نمیکنم چون ممکن است به تضعیف روحیه منجر شود!